خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غلام بر سیمین تو زرین کمرانخاکسار کف پای تو سر تا جوران
۲
بکدامین طرف آرم بتماشای تو رویاینهمه جلوۀ روی تو کران تا بکران
۳
دست امید مکن کونهم از حلقۀ زلفکه دراز است ره عشق و من از نو سفران
۴
جای عذر است چگویم بتو ای ناصح پیرکه نداری جز از عشوۀ شیرین پسران
صفحهٔ ۱ از ۳