خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زنچنگی بکف آر چنگ نائی تو هم آن نی زن
۲
مطرب تو هم از در مست باز آی و برافشان دستگاه از بم و گاه از پست باهنگ طرب پی زن
۳
تا عمر بود باقی باز آی ز زرّاقیبر گیر لب ساقی هی بوسه پیاپی زن
۴
تا چند غم هستی در رفعت و در پستیپائی ز سر مستی بر تخت جم و کی زن
صفحهٔ ۱ از ۴