خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خطا میرمد آن نرگسِ فتّان از منکه به یک غمزه توان برد دل آسان از من
۲
منّت ابر بهار است ز باران سرشکبیرخت بر سر یک دشت مغیلان از من
۳
تخم صبرم به دل ای پیر جهاندیده مکارکه نچینی به جز از خوشهٔ حرمان از من
۴
آن شد ایخواه که از جان رود پای شکیبکآن زمان دست ز من بود و گریبان از من
صفحهٔ ۱ از ۲