شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابیچکد از جگر مرا خون چو بر آتشی کبابی
۲
تو خود ای غزال رعنا چه بلا شدی خدا راکه به دور چشم مست تو ندیده فتنه خوابی
۳
چه شب است یا رب امشب که در انتظار روزشهمه اختران شمردیم و نیامد آفتابی
۴
به گرشمهٔ نهانی بکنی هر آنچه دانینه مرا دل سؤالی نه تو را سر جوابی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth