خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خاطر منی و به دل تیغ میزنیخوش میکنی به دوستی ای شوخ دشمنی
۲
رویی چو سیم دیدم ریختم خیال خامخوردم چو تیغ ناز تو دیدم که آهنی
۳
باری چنان بزن که نگیرد به دامنتگر میزنی بر آتشم ای زلف دامنی
۴
کس منع خوشهچین نظر چون تو مینکردبا خوشهای مگر چه کم آید ز خرمنی
صفحهٔ ۱ از ۲