خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آن سری که بگیری ز لعل او کامیشراب نوش که در عین پختگی خامی
۲
به راه بادیه شرط است سر قدم کردناگر به کعبهٔ گوش به بندی احرامی
۳
نسیم صبح خدا را تو محرم رازیببر ز ما به سر کوی دوست پیغامی
۴
که آخر ای بت نامهربان من چه شودکه خواجهای برد از بنده بر زبان نامی
صفحهٔ ۱ از ۲