شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم سبزواری

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمکحقه بازی ز دهان تو بیاموخت فلک
۲
جلوه گر چون بخرامی تو بود ذکر ملکبهر پاس تو زهر چشم یداللّه معک
۳
یک طرف ریخته از بی گنهان خون و ز مکریکسو آویختهٔ از طره چو زهاد حنک
۴
من دریغ آیدم آلوده شود دامن توزاهدا از در میخانه برو دور ترک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth