خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائیآخر نه مسلمانی است تا چند شکیبائی
۲
یک ره ز اسیر خویش احوال نمی پرسیمُردَم به سر بالین یک بار نمی آئی
۳
اندر خور ما آمد این خرقه درویشیبر قامت آن شد راست آن کسوت دارائی
۴
ای دست هنرمندان کوتاه ز دامانتوی عقل خردمندان در عشق تو شیدائی
صفحهٔ ۱ از ۲