شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژه‌اش صف زد و با خنجر و بس تیز آمدگوییا در صف عشاق بخون ریز آمد
۲
آمد آن سرو و به گرد گل رویش خط سبزیاسمین بین که چه خوش غالیه آمیز آمد
۳
فتنه دور قمر آن خط مشکین بس نیستغمزه‌ات نیز ز هر گوشه به انگیز آمد
۴
خیز ای بلبل وقت سحری ناله به زارکه صبا زان گل خوش بوی سحر خیز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth