خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم امروز عتابی بکنم با دل خویشکز چه رو سعی کند در غم بی حاصل خویش
۲
اگر آن سرو ببیند قد خود ر ا در آبقدر ما را بشناسد چو شود مایل خویش
۳
گفتم از زلف تو دل چون برهانم به شگفتبا که گویم بجز از یار من این مشکل خویش
۴
عهد کردم که دگر بار دل غم نکشماگر این بار برم باز به سر منزل خویش
صفحهٔ ۱ از ۲