خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن جان من و روان مردمخون کرد روان ز جان مردم
۲
چشم سیهش ز عین مستیشد فتنه خاندان مردم
۳
ذکر لب لعل شکرینششیرین شده بر زبان مردم
۴
پیوسته خیال خال خطشدر دیده خون فشان مردم
صفحهٔ ۱ از ۲