خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو چشم تو من فتنه جویی ندارمچو زلف تو آشفته خویی ندارم
۲
چنان کرد عشقت مرا پیش مردمکه جز اشک خود آب رویی ندارم
۳
ز اشکم به هر سو روان گشته جوییجز آن سرو قد جست و جویی ندارم
۴
ز سودای زلف تو دیوانه گشتمجز آن زلف پروای مویی ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲