شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسیمنم خراب تو ویرانهٔ که می‌پرسی
۲
حدیث زلف تو امشب حکایتی است درازتو خوابناک ز افسانهٔ که می‌پرسی
۳
منم که خلوت دل کردم از غم‌آبادتتو از غم که و غمخانهٔ که می‌پرسی
۴
ز جام عشق تو خلق جهان همه مستندتو از تواضع مستانهٔ که می‌پرسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth