خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو زلف سرکش دلبند داریکه در هر یک بسی دل بند داری
۲
شدم دیوانه در سودای زلفتدر ین قیدم بگو تا چند داری
۳
چه شد گر زان لب لعل شکر باربه دشنامی مرا خرسند داری
۴
ز بهر چشم بد بر آتش رخز انواع گهر هر چند داری
صفحهٔ ۱ از ۲