خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۵۴
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق توام باز گریبان گرفتاشک دوان آمد و دامان گرفت
۲
سهل بود ترک دو عالم، ولیترک رخ و زلف تو نتوان گرفت
۳
جان منی، بی تو نفس چون زنمزان که مرا بی تو دل از جان گرفت
۴
هر که چنین فرصتی از دست دادبس که سرانگشت به دندان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳