شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۶۹

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوریده دل ما سر بهبود نداردسرگشته ما راه به مقصود ندارد
۲
از سوز من سوخته کس را خبری نیستآری چه کنم؟ آتش ما دود ندارد
۳
ای دوست به بیهوده دل دوست میازارترسم که پشیمان شوی و سود ندارد
۴
کس را نگشاد از گره زلف تو کاریهندو چه عجب باشد اگر جود ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth