شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسان‌تر بود بگوی

دفتر چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت ذوالقرنین سوی کوه قافدید او را کز زمرد بود صاف
۲
گرد عالم حلقه گشته او محیطماند حیران اندر آن خلق بسیط
۳
گفت تو کوهی دگرها چیستندکه به پیش عظم تو بازیستند
۴
گفت رگهای من‌اند آن کوههامثل من نبوند در حسن و بها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth