خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش شبم را صفت روز بوددر برم آن شمع دل افروز بود
۲
چاکر من دولت بیدار بودبنده من طالع پیروز بود
۳
یار مرا مونس و دمساز بودشمع مرا همدم و هم سوز بود
۴
خال بر آن چهره شب قدر بودزلف بر آن رخ شب نوروز بود
صفحهٔ ۱ از ۲