خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر از لعل تو کام جان برآیدبر ما کار جان آسان برآید
۲
عذار تو گلی بالات سروی ستکه گرد باغ ناگاهان برآید
۳
ز خجلت گل ز بستان برنیایدولیکن سرو از بستان برآید
۴
بیا تدبیر آب چشم من کنوگرنه در جهان طوفان برآید
صفحهٔ ۱ از ۲