خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۵۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل خودروی و شمشاد قصب پوشدر آمد شاد و خندان از درم دوش
۲
نقاب مشک بو بگشاده از ماهکمند عنبرین افکنده بر دوش
۳
ز بند پرنیان آزاده سَروشولی دربند هندویی زره پوش
۴
نمی دانم چه در گوشش همی گفتکه حاجب بُرده بودش سر سوی گوش
صفحهٔ ۱ از ۳