خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف تو بر ماه نهد پای خویشپهلوی خورشید کند جای خویش
۲
عاقبتش سر ببرند آن که اوبیش ز اندازه نهد پای خویش
۳
سلسله بر پای صبا می نهداز شکن سلسله آسای خویش
۴
هرکسی آشفته دیگر کسی ستوز همه آشفته و شیدای خویش
صفحهٔ ۱ از ۳