شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم کز درت سر به راهی نکردمبه جز آستانت پناهی نکردم
۲
بر آنی که خونم به باطل بریزیگناهی مکن چون گناهی نکردم
۳
من آن نیستم کز خدنگت بنالمکه صد تیر خوردم که آهی نکردم
۴
شدم سیر ازین زندگانی که هرگزدمی سیر در تو نگاهی نکردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth