خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دوری کنار تو هستم میان غمگم گشته بی چراغ رخت در جهان غم
۲
شاد است با غمت دل من آن چنان که اوسوگند راست می نخورد جز به جان غم
۳
تا از سرای وصل تو چون حلقه بر درمکی بر توان گرفت سر از آستان غم
۴
دارم من آرزوی کناری از آن میانجان در کنار غصّه و دل در میان غم
صفحهٔ ۱ از ۲