خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
المنّة لِلّه که برآمد همه کامموان آهوی پدرام درافتاد به دامم
۲
ای بخت! بیا بر من و بر خویش نظر کنتا خود تو کدامی و من امروز کدامم؟
۳
اقبال قرینم شد و محبوب رفیقمعالم به مرادم شد و، ایّام به کامم
۴
ما را نه سر حور و نه پروای بهشت استحور است مرا یار و بهشت است مقامم
صفحهٔ ۱ از ۳