خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پدید نیست دگر ره دل بلا جویمندانم این دل گم گشته را کجا جویم
۲
تو گلستانی و من بلبل ثناخوانمتو آفتابی و من ذرّه هوا جویم
۳
مرا که لاف گدایی همی زنم چه عجباگر نواله ای از خوان پادشا جویم
۴
بیا و گر سر شوریده بایدت سهل استمراست وام به گردن ترا رضا جویم
صفحهٔ ۱ از ۳