خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سایبان شاهی بر آفتاب بستهبرگرد ماه زنجیر از مشک ناب بسته
۲
بالای تو ز زلفت سروی ست عنبرافشانرخسار تو ز خطّت ماهی نقاب بسته
۳
جادوی زلف شستت بر چشم مَی پرستتصد فتنه را به افسون در عین خواب بسته
۴
زلف کژ تو داده بر باد خاک عنبرروی تو از لطافت آتش در آب بسته
صفحهٔ ۱ از ۳