شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماییم و دلی به غم نشستهروزان و شبان دُژم نشسته
۲
هر کس پی شادیی گرفتندما با غم او به هم نشسته
۳
خلقی ز غم دهان تنگشدر رهگذر عدم نشسته
۴
راحت طلبند مردم از دوستما منتظر الم نشسته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth