خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدحی نوش کن و جرعه به مخموران دهنوشدارو ز لب لعل به رنجوران ده
۲
تا رود عافیت مردم مستور به بادخبر مستی آن غمزه به مستوران ده
۳
گفته ای هر که کشد هجر به وصلم برسدای صبا! لطف کن این مژده به مهجوران ده
۴
دل ما گرم و هوا گرم و بیابان در پیششربتی سرد اگرت هست به محروران ده
صفحهٔ ۱ از ۲