خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۶۸
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بده ساقی شراب لایزالیبه دست عاشقان لاابالی
۲
تموّج فی السّفینَه بَحرُ خَمرکاَنَّ الشّمس فی جَوف الهلالِ
۳
مبادا چشم ما بی باده روشنمبادا جان ما از عشق خالی
۴
به چشم خفته شب کوته نمایدسَلوا عَن مُقلتی طولَ اللّیالی
صفحهٔ ۱ از ۳