شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوی یار است و به هر گوشه بلا ریخته استپا به هرجا که نهی خار جفا ریخته است
۲
دردم از سستی اقبال به درمان نرسدکه نه بهر دل هر خسته دوا ریخته است
۳
تا قیامت دمد از تربت او مهر گیاهبر دل هر که غمت تخم وفا ریخته است
۴
زنگ از دل کشش مهر تو برداشته استعارضت بر رخ آیینه صفا ریخته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth