خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گرددحیا از هر دو جانب سدّ راه مدعا گردد
۲
ز خود محروم و از خلق جهان بیگانه میماندکسی چون آشنای آن بت دیرآشنا گردد
۳
ز زنگ کینه صیقل دادهام دل را و میدانمکه این آیینه چون روشن شود گیتینما گردد
۴
ز نار عشق از بس استخوانم سوخت میدانمکه آخر پیکرم مردود درگاه هما گردد
صفحهٔ ۱ از ۲