شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاه آبادم نماید گاه ویرانم کندچرخ سرگردان نمی‌دانم چه با جانم کند
۲
طعمه مور ضعیف‌ام عاقبت در زیر خاکگر به روی تخت هم‌دوش سلیمانم کند
۳
گاه بر صدرم نشاند گاه اندازد به خاکگاه حیرانم گذارد گاه قربانم کند
۴
خرقه و سجاده بر من سدّ راه وحدت استکو جنونی کز لباس شید عریانم کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth