شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق آن روزی که با دل‌ها نمک را تازه کردشورش دیوانه با صحرا نمک را تازه کرد
۲
ابر تا برداشت نم، از دیده من خون گریستاین سزای آنکه با دریا نمک را تازه کرد
۳
باز تن همچون کباب در نمک خوابیده شددل چو با آن آتشین‌سیما نمک را تازه کرد
۴
همچو خط گردید بر گرد لبش بی‌اختیارهرکه با آن لعل شکّرخا نمک را تازه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth