خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شمع دلافروز به قربان تو گردمای آتش جانسوز به قربان تو گردم
۲
از بسکه تو روز از شب و شب بهتری از روزخواهم که شب و روز به قربان تو گردم
۳
دیشب ز نگاهی مژهات زخم زد و دوختای ناوک دلدوز به قربان تو گردم
۴
از حرف کسان بیهده رنجیدهای از منای خوی بدآموز به قربان تو گردم
صفحهٔ ۱ از ۲