شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد گرم تمنای تو سودای نگاهمرو داد تماشای تو ای وای نگاهم
۲
نشکفته هنوزم مژه چون غنچه در این باغکز باد فنا ریخته گل‌های نگاهم
۳
بنیاد دل غم‌زده را داده به طوفانهر موج که برخاست ز دریای نگاهم
۴
از ضعف برون پای ز مژگان نگذاردخالی است به گرد نگهت جای نگاهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth