شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چگونه پیش تو آیم فسانه‌ای که ندارمچطور دور تو گردم بهانه‌ای که ندارم
۲
همیشه خاطر من جمع از فشار حوادثچرا ز سیل گریزم ز خانه‌ای که ندارم
۳
هنوز بیضه من بود خون که سوخته شد پرچرا به باد دهم آشیانه‌ای که ندارم
۴
رقیب محرم و محروم بنده پیش دو زلفتچه دم ز عشق زنم قدر شانه‌ای که ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth