شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همان به دیده غباری که داشتم دارمبه خاک پای تو کاری که داشتم دارم
۲
همان چو گرد در این وادی تمام‌خطرقفای شاهسواری که داشتم دارم
۳
چو سیل، سینه پرافعان و چهره خاک‌آلودبه کوه و دشت گذاری که داشتم دارم
۴
چهار فصل گذشت از دل و همان از داغگل همیشه‌بهاری که داشتم دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth