شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنم گردم غبار خاطر دلدار می‌گردمشوم گر طوطی این آیینه را زنگار می‌گردم
۲
میان ما و جانان آشنایی نیست بی نسبتبه هر رنگی که آن گل می‌شود من خار می‌گردم
۳
ز یک افسانه در خوابیم اما از ره وحشتبه هر کس پا زند ایام من بیدار می‌گردم
۴
مرا سرگشتگی برجاست تا در دل مکان دارینفس تا هست بر گرد تو چون پرگار می‌گردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth