خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالمی را کرده سرگردان طواف کوی تومینماید کج به مردم قبله ابروی تو
۲
پنجه خورشید برمیتابد از روی غضباز غرور حسن زور و قوت بازوی تو
۳
در رهت از روی شوق ای قبله جان کردهامپشت بر محراب تا دیدم خم ابروی تو
۴
رو به هر جایی کسی دارد برای حاجتیهست ما را ای شه درماندگان رو سوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲