خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد او هرچند بسیار است در جان باش گویار از این معنی خبردار است پنهان باش گو
۲
ما که در پیش غم اصلاً پای کم ناوردهایممدعای او گر آزار است هجران باش گو
۳
کلبه بیدوست را تعمیر کردن ابلهی استدل تهی چون از غم یار است ویران باش گو
۴
در حقیقت منصب آیینه و عاشق یکی استهر دو را مقصود دیدار است عریان باش گو
صفحهٔ ۱ از ۲