خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسیخون را به جای باده به مینا کند کسی
۲
ابروت میبرد دل و حاشا است کار اوبا کج حسابِ عشق، چه سودا کند کسی
۳
تا مرغ دل پرید گرفتار دام شدصیاد کی گذاشت که پر، وا کند کسی
۴
دنیا و آخرت به نگاهی فروختمسودا چنین خوش است که یکجا کند کسی
صفحهٔ ۱ از ۳