شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی فراق‌نامه‌ات انشا کند کسیصد صفحه را به خون دل املا کند کسی
۲
ریزم به دیده چند ز دل خون محض راتا کی ز کوزه آب به دریا کند کسی
۳
حاصل برای عبرت این روزگار نیستاین دیده را ز بهر چه بینا کند کسی
۴
دنیا است هیچ و هرچه درو هست جمله پوچاز بهر هیچ و پوچ چه غوغا کند کسی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth