خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شود بس از نگاهی عارض آن تندخو رنگینماید در نظرها هر زمان آن ماهرو رنگی
۲
تهی گردان دل از خون جگر تا دیده تر سازیکه می در جام رنگی دارد و اندر سبو رنگی
۳
به درگاه خسیسان التجا کم بر که میبازیدر این ده روزه دارد در جهان تا آبرو رنگی
۴
هوای لعل نوشین لبش بیرون کن از خاطرکه گرد شکّرستانش ندارد آرزو رنگی
صفحهٔ ۱ از ۲