شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازآ که ز دل زنگ‌زدا بلکه تو باشیروشنگر آیینه ما بلکه تو باشی
۲
حاجت‌طلبان را ز کرم آن خم ابرویبنمای که محراب دعا بلکه تو باشی
۳
هر سوی که کردی نظرت جانب یار استای دیده من قبله‌نما بلکه تو باشی
۴
از سایه مژگان خود ای شوخ در این دشترم می‌کنی آهوی ختا بلکه تو باشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth