شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی دارم که لعلش با لب کوثر کند بازیخطش در صفحه آیینه با جوهر کند بازی
۲
دلم را برده بازیگوش طفلی کز ره شوخیدو چشم کافرش با مسجد و منبر کند بازی
۳
بت خود کرده‌ام در کعبه دل کام‌بخشی راکه در دیر و حرم با مؤمن و کافر کند بازی
۴
خیال خال رخسار کسی در آتشم داردکه آهم در جگر چون دود در مجمر کند بازی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth