خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانمکه چه پرگار در آن دائره سر گردانم
۲
نکته ای یابم اگر زان خط خورشید نقطحکمت آموز و نصیحت گر صد لقمانم
۳
گر به سر چشمۀ نوشین دهانت برسمچشمۀ خضر به یک جرعۀ او نستانم
۴
به تجلای تو مدهوش و خرابم که مپرسپور عمران بود آگه ز دل ویرانم
صفحهٔ ۱ از ۳