خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدمولی گرفتار بیداد رقیبان شدم
۲
پس از زمانی مدید جامۀ تقوی دریدزبسکه با بخت خویش دست و گریبان شدم
۳
چه صبح روشن اگر شهرۀ شهرم ولیز طالع تیره چون بخت غریبان شدم
۴
اگر نزد دانۀ خال تو راه خیالولی بدام قریب دلفریبان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲