شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریمهمه سرگشته در آن دائرۀ رخساریم
۲
خضر سرچشمۀ نوشیم و چنان می نوشیمکه دو صد ملک سکندر بجوی نشماریم
۳
آبرو را نفروشیم به یک جرعۀ میزانکه از ساغر ابروی تو ما سرشاریم
۴
ما که با طرۀ زلف تو در آویخته ایمگر بگویند عجب نیست که ما طراریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth