خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهمبلکه عمریست که خاک ره این خرگاهم
۲
گرچه در هر نفسی کالبدم می میردبه امید تو بود زنده دل آگاهم
۳
گاهی از ذوق لبت لاله صفت می شکفمگاهی از شوق قدت شمع صفت می کاهم
۴
گر برانی ز درم از همه درویشترمور بخوانی به برم بر همه شاهان شاهم
صفحهٔ ۱ از ۳