شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به امید روی دلدار ز آبرو گذشتمبه هوای صحبت یار ز های و هو گذشتم
۲
ز سرشک چشم و خونابۀ دل نگار بستمز خط عذار و خال لب و رنگ و بو گذشتم
۳
بکمند مشگمویان شده ام اسیر لیکنبدلاوری و همت ز میان مو گذشتم
۴
نه چو خضر سر بصحر از ده ام بجستجویتکه ز جوی زندگی نیز بجستجو گذشتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth